یه پیرزنی اونطرف سال اومد مزون و شروع کرد قربون صدقم رفتن که از چهرت معلومه آدم ساده ای هستی، هیچی به دلت نیست و مهرت به دلم نشست و کلی داستان دیگه، بعد شروع کرد به تعریف داستان زندگیش و گفت یه نوه ی سه ماهه داره که یه کلیه نداره اون یکیشم خرابه، دخترم میره مشهد برای درمانش دامادمم کارگره و پاش شکسته و خونه نشین شده
برچسب:
نویسنده: نگار فرهادی
تاريخ: جمعه
11 آبان
1397 ساعت: 2:14